تبلیغات
بووژان - خطرمضمحل کننده ی تهاجم فرهنگی / ره‌وه‌ز
پنجشنبه 19 خرداد 1390

خطرمضمحل کننده ی تهاجم فرهنگی / ره‌وه‌ز

   نوشته شده توسط: زیر نظر شورای سردبیری "بوژان"    نوع مطلب :فرهنگی ،

خطرمضمحل کننده ی تهاجم فرهنگی - ره‌وه‌ز

صاحبنظران تاکنون تعریف های گونانونی از فرهنگ و گستره ی آن ارائه کرده اند؛ برخی آن را به مفاهیمی حول ادب، تربیت، دانش، معرفت، علم، معارف، آداب و رسوم وهنر تعبیر کرده اند و بعضی دیگر تعاریف جامعتری از واژه فرهنگ ارائه داده اند. این تعارف هر کدام بخشی از واقعیت فرهنگ را مد نظر قرار داده اند که در این مجال بیان کلیه دیدگاه های مطرح شده میسر نیست و نمی توان میزان صحت وسقم آنها را ارزیابی کرد. از این رو به بیان یک تعریف نسبتاً جامع و مختصر که به هدف ما در این اثر نزدیکتر است بسنده می کنیم.

فرهنگ عبارت است از مجموعه ی دانسته ها و یافته های مادی و معنوی انسان از آغاز آفرینش تاکنون. فرهنگ را می توان به دو دسته ی رسمی و غیر رسمی و یا مکتوب و شفاهی تقسیم کرد. فرهنگ رسمی آن بخش از دانش را در برمی گیرد که به صورت نوشتاری با ذکر نام نویسنده یا آفریننده ی آن بر پایه ی اصول مدون ثبت شده  و در زمره و آثار ماندگار میراث بشری در دسترس عموم قرار گرفته است. اما فرهنگ غیر رسمی یافولکلورآن بخش از دانسته های انسان را شامل می شود که تمام ابعاد زندگی مردم را اعم از مادی و معنوی در برمی گیرد. در واقع فولکلور میدان وسیعی از فرهنگ هر ملت است، از لباس و مسکن گرفته تا زیرانداز و نقش و نگار و خوردنی های گوناگون و حتی نحوه ی کسب و کار و معیشت آنها.

تهاجم فرهنگ تهدیدکننده ترین خطر برای فرهنگ محسوب می شود که امروزه با نیرومندتر شدن مهاجمان گسترده تر و ریشه دارتر شده و بیشترین نفوذ و تأثیر را برای فکر و آداب و رسوم و زبان ها گذاشته است. بنابراین بر خود لازم می دانیم که به گوشه هایی از این توطئه پنهان اشاره کنم.

هرگاه جریان روشنفکری از مفهوم و محتوای محتوای حقیقی خود خالی شود،به جای نقش مثبتی که می تواند در حیات و اعتلای یک ملت داشته باشد، به تخریب فرهنگ ملی، باورها و توانایی های ملت پرداخته و در خدمت سیاسیت های استکباری، به ویژه در بعد تحمیل فرهنگ بیگانه و مغایر با مصالح آن ملت، قرار میگیرد.درطول تاریخ،مهمترین نقش منفی ای که روشنفکران وابسته داشته اند، مسخ فرهنگ ملتها بوده است.

استکبار که دوران هجوم نظامی و تسخیر فیزیکی کشورها را تجربه کرده و پشت سر گذاشته است، بهترین راه در اختیار گرفتن منابع انسانی و مادی ملتها را مسخ فرهنگ آن کشور یافته و برای اجرای مقاصد خود، پیشقراولانی نیاز دارد که بتوانند خواسته های او را در میان ملت خود محقق سازند، لذا به جذب، آموزش، تربیت و سازماندهی افراد نخبه پرداخته و آنان را به عنوان متفکر و روشنفکر، به توده های ملت و حکمرانان ناآگاه تحمیل میکند.درسالهای اخیر سازمان هایی چون فراماسونری در این راستا به خدمت گرفته شدند،امروزنیزآنچه که درخاورمیانه ودنیای اعراب روی میدهد شاهدی بر این مدعی است.

البته استعمارگران شرق و غرب، تنها از راه روشنفکران وابسته نمی توانند استیلای خود را بر کشورها و منابع آن تأمین کنند، بلکه افراد قلدر و بی سوادی را نیز نیاز دارند که بتوانند قدرت آنان را همراه با فکر و اندیشه ی روشنفکران تربیت شده در خدمت خود بگیرند. برای مثال آنان در انجام این مقصود، در ترکیه، «آتاتورک» را واجد این ویژگی ها یافته و بر سر کار آوردند و در ایران «رضاخان میرپنج» را مطلوب نظر خود یافته و او را بر مسند قدرت نشانیدند.

روشنفکران وابسته با انتشار روزنامه ها و مجلات متعدد، نشر کتاب های گوناگون در جهت اشاعه ی فرهنگ دلخواه غرب و شرق در میان مردم، وارد شدن در دستگاه سیاست و قدرت، سکان جامعه را به سمت آنچه آمرانش می خواهند، به گردش در می آورند.

وابستگی شدید روشنفکران به شرق یا غرب در بسیاری موارد، بیشتر از ناحیه مرعوب شدن آنان در برابر پیشرفت های فنی و علمی و نظم و انضباط ظاهری حاکم بر جوامعشان می باشد. لذا معتقدند که برای رسیدن به دروازه های تمدن باید از همان راهی بروند که این جوامع رفته اند و این اعتقاد بزرگترین فرصت را برای تهاجم فرهنگی در اختیار بیگانگان قرار داده است.

زبان را هم مثل دین، مثل نژاد از دستاویزهی جدا افکنی کرده اند، در حالی که زبان وسیله ی تفهیم و تفاهم و وحدت است.

سیاست سلطه حتی با استفاده از نقاط ضعف مردم عوام می تواند با مطرح کردن تفاوت لهجه های یک زبان میان وحدت طبیعی یک ملت نفاق بیاندازد. همان سیاست Divide to rule جدایی بنداز و حکومت کن.

مراد اورنگ در کتاب کرد شناسی می گوید:«فرهنگ و کتاب کردان نمودار فرهنگ و زبان آویستا و پهلوی و فارسی سره می باشد که در میان آنان نگه داری شده است».(مراد اورنگ / کرد شناسی:ص7)

واسیلی نیکیتین می نویسد:« این اعتقاد همه کردهاست که می گویند:" اگر زبان فارسی به یکباره محو و نابود شود می توان آن را روی واژه های ایرانی خالص که همان زبان کردی است دوباره زنده کرد"امروزه سنگینی بار زبان فارسی بیشتر بر دوش کردان است.»(واسیلی نیکیتین / کرد و کردستان / ترجمه محمد قاضی ص 553)

سیدعلی سیدنیا می نویسد: «زبان کردی یکی از زبان های اصیل و بزرگترین زبان های ایرانی است. به احتمال قوی این زبان از بقایای زبان مادی و از ریشه زبان های هند و اروپایی است». (سید علی سیدنیا، ایلها و طایفه های عشایر کرد ایران ص 15)

سرلشکر مظفر زنگنه می گوید:«در خاورشناسان معروف دارتستر می گوید که اوستای زرتشت به زبان مدی (مادی) نوشته استدابرن قرن اول میلادی می گوید زبان پارسی و زبان مادی از ایران قدیم یک ریشه اند. پروفسور سایکس هم مانند استدابرن می گوید مادها عشایر کرد هستند و زبان آنها نیز هند و اروپایی است».(سرلشکر مظفر زنگنه / دودمان آریایی، صص150و151)

و...

هدف از نقل گفته های نویسندگان و مورخان و دانشمندان نامبرده این نیست که ثابت کنیم زبان کردی همان زبان مادی ، زبان اوستا و زرتشت پیامبر است زیرا اصل مسلم دیگر از حالت فرضیه خارج شده و دوباره نیاز به اثبات ندارد.

هدف اینست که همه ایرانیان بالاخص کردتباران ارزش و اهمیت و قدر و منزلت زبان خود را شناخته و باور کنند و در حفظ و غنی کردن زبانشان بکوشند در این راستا خود نیز شروع به مطالعه و تحقیق نمایند تا زبانی را که نیاکان چند هزار ساله مان در راه حفظ آن در گیر و دار تاریخ و فراز ونشیب هایش با جان و دل کوشیده اند به راحتی از دست ندهیم و ما نیز بتوانیم سرافرازانه پاسخگوی نسلهای آینده مان باشیم.این مهم جز از طریق فرا گرفتن زبان(زیرا هر چه تعداد افراد بیشتری به یک زبان تکلم کنند امکان نابودی آن زبان کمتر است) تحقبق وتفحص پیرامون ان وتاسیس اموزشکده هاوفرهنگستانها برای ان و حفظ و صیانت از آن دربرابر نابودی واضمحلال در زبان ها و فرهنگ های دیگر، نگارش کتاب ها و مقالات توسط ان و آشنا نمودن هرچه بیشتر فرزندان با زبان مادریشان و دریک کلام آشتی با زبان مادری محقق نمی شود.

آداب و رسوم هر ملت همان اعمال، رفتار و گفتاری هستند که بخش مهمی از فرهنگش را تشکیل می دهند. هر ملت بنا به طرز تفکر، نگرش، عقاید و ارزش هایش مجموعه ای سنت و رسوم دارد که در طول تاریخ نسل به نسل منتقل شده، ریشه یافته و اشاعه پیدا کرده اند. گاهاً منحرف شده و یا نابود گشته اند. حتی تاریخ یک ملت را می توان با استفاده از آداب و رسومات آن ملت بهتر شناخته و درک کرد. شکل گیری هویت و شخصیت نسل های جدید بدون آگاهی از رسومات پدرانشان امری است محال. آداب و رسوم هر ملت زبان گویای رفتار و احساسات یک ملت است. بنابراین دلایل در طول تاریخ یکی از مهم ترین هدف های مطلوب برای تهاجم فرهنگی بوده است، عملی که رضاخان با شعار یکپارچگی تمام ملت های ایران انجام داد مانند سیاست اعمال فشار برای قبول زبان فارسی به عنوان زبان اصلی، کنار گذاشتن لباس محلی و نبود اجازه برای برقرای مراسم محلی، سخت گیری در مورد انجام سنت های جامعه و جایگزینی آنها با برنامه های متأثر از بیگانگان، تصویب و اعمال قوانین و ضوابطی به دوراز هویت ملی ملت ها و در نهایت به شکست انجامید . در جهان امروز بیش از هرچیز هویت ملت هاست که مورد تعرض تهاجمان قرار می گیرد و در این راستا از بین بردن کامل آداب و رسوم یک ملت در راه رسیدن به بی هویت کردن آنها در رأس برنامه قرار دارد. همان برنامه مضمحل کننده ی کننده تهاجم فرهنگی.

در پایان باید خاطرنشان کرد در دنیای امروز کشورها و ملتها می روند که در دایره ی سیستم واحدی درآیند و دانش به وسیله ی ارتباطات و اینترنت کشورهای جهان را مثل ظروف مرتبط به هم مربوط و هموند ساخته و کشورهای جهانی در حال هم سطح شدن و به صورت یک جامعه جهانی هستند.همین امر باعث افزایش سطح آگاهی و بیداری ملتها و در نتیجه ایجاد موقعیت مناسب برای پیشرفت در میدان کشورهای بزرگ شده است.لذا با فطعیت میتوان اطمینان یافت  که ملل و مردم جهان دیگر فریب ترفندهای اختلاف افکن قدرتهای سلطه جو وامپریالیستی رانخواهندخوردو خود خواهند توانست پروسه ی آزادی رابه مرحله اجرا برسانند.

منابع:زمستان درفرهنگ مردم کرد/هاشم سلیمی/سروش/تهران 1381چاپ اول

تهاجم فرهنگی غرب 2/میرزا ملکم خان/چاپ اول زمستان 1373


برچسب ها: خطرمضمحل کننده ی تهاجم فرهنگی ، ره‌وه‌ز ،