تبلیغات
بووژان - تاریخ واهمیت آن در تاریخ ملتها / ره‌وه‌ز
یکشنبه 8 خرداد 1390

تاریخ واهمیت آن در تاریخ ملتها / ره‌وه‌ز

   نوشته شده توسط: زیر نظر شورای سردبیری "بوژان"    نوع مطلب :تاریخی ،

تاریخ واهمیت آن در تاریخ ملتها

ره‌وه‌ز

یکی از عوامل مهم تکامل فردی و اجتماعی، عبرت گرفتن از حوادث کوچک و بزرگی است که پیرامون هرانسانی رخ داده یا می دهد. آنچه در شرف تکوین است و یا در گذشته دامن انسان ها و ملت هایی را گرفته است، همواره بستر آزمایش های بشری است که تمام مردم دانا و ملت های توانا به آنها توجه کرده و درس لازم را می گیرند. «لقد کان قَصصِهِم عِبرَهٌ لِأُولِی الألباب» (سوره ی یوسف، آیه ی 111)

تاریخ سرگذشت توده‌هاست که ابعاد وسیع و گسترده‌ای دارد و آیینه‌ی تمام نمای آن چیزی است بر یک ملت گذشته است و چون می تواند در بیداری ملت ها تأثیر داشته باشد، حائز اهمیت زیادی است. دانشمندان و صاحبنظران رشته تاریخ گفته‌اند؛ ریشه برای یک درخت چه حکمی‌دارد، تاریخ هم برای آن ملت همان حکم را دارد. علم تاریخ امروزه به رشته‌ها و شاخه‌های فراوانی تقسیم و تجزیه شده و انجام هر کار علمی در زمینه‌های گوناگون آن سال‌ها وقت و فرصت می‌طلبد.

 باید توجه شود که اکثر مورخین تاریخ را آنگونه که مایلند و یا بدان‌گونه که دستور گرفته‌اند، می‌نویسند، نه آنگونه که اتفاق افتاده است.بنابراین معلم بزرگ انسان‌ها تاریخ، در بستر نگارش بسیار تحریف شده است که باید انسان‌خهای شریف و آزاده به پالایش آن همت گمارند.

پس مؤلف باید با توجه به تقوای علمی که هر نویسنده و دانش‌ پژوه باید داشته باشد، تقوایی که ملزوم کشف حقایق است، به نوشتن کتاب اهتمام بورزد و جز به حق توجه نداشته باشد.از آنجا که یک ملت یک خانوداه است یک نویسنده هم برای ملت خود مقام پدر، پدر معنوی را دارد، به همان اندازه بزرگی خانواده ملت مسئولیت پدری یک نویسنده هم بزرگتر است.

 به طور کلی سه نوع تاریخ نویس داریم:

1) تعدادی از آنها افرادی هستند که هیچ هدف مشخصی از نوشته‌هایشان نداشته‌اند. این افراد را بهتر است که تاریخ نویس نگوییم.

2) قسمت دیگر افرادی هستند که در راستای خطی مشی و اهدافشان دست به تحقیق و تألیف می‌زنند.

و قسم سوم آن دانشمندان بلند مرتبه‌ای هستند که در بحث‌های خود جانب حق و راستی را رها نکرده‌اند. اینان همین بس که به نیکی یاد می‌شوند و جایگاه خود را در کتاب تاریخ یافته‌اندو تنها به آثار و نوشته‌های گران‌بهای دسته‌ی سوم می‌توان اعتماد کرد.

بررسی و تحقیق درباره‌ی موضوع کرد و کردستان به این وسعت و گستردگی و قدمت، با آن‌همه مشکلات و تاریکی‌های موجود در سر راه آن، چیزی نیست که راحت و بدون کمبود و نارسایی میسر گردد.  به خصوص موضوعی همچون کرد و کردستان که پراکندگی مطالب و عدم امکان دسترسی به مآخذ و منابع و اطلاعات و نیز چنانکه در کتاب بررسی مسایل طبیعی و اقتصادی و انسانی کردستان نوشته حبیب‌الله تابانی اشاره شده است، ناشناخته بودن و تقسیمات جغرافیایی ناهماهنگ آن همه سبب می‌شود که مشکلات بر سر راه این تحقق و پژوهش، بسیار پیچیده‌تر و غامض‌ تر از بررسی‌های مسایل دیگر از این نوع باشد.

گرچه همت و کوشش دردویست ساله دانشمندان غرب و اکتشافات تازه‌ی آنان سبب روشنفکری در تاریخ کرد و کردستان شده است ولی کافی نیست، زیرا در تاریخ فقط مبحثی از این مردم آمده است که با آنها درگیر جنگی بوده‌اند و یا معامله‌ای با آنان انجام داده‌اند. همین وضع سبب گسیختگی مطالب گشته است. با این همه عدم تسلسل وقایع تاریخی تاریخی نمی‌تواند بهانه‌ای باشد تا نویسنده از زیر بار مسئولیت که در این مورد بر عهده دارد سرباززند.

در نتیجه بزرگترین عاملی که آگاهی‌ها و اطلاعات موجود در این باره را نارسا و گاهی اوقات کم مایه می‌سازد، کمبود محقق و پژوهشگران محلی و بومی آشنا به مسایل کرد است. بدین گونه که تمام کسانی که تا این اواخر درباره‌ی کرد و کردستان مطالعه و تحقیق کرده‌اند، غیرکرد و غیرایرانی بوده‌اند و آن‌هایی هم که در خود کردها در این راه قدمی برداشته‌اند، جز عده‌ای بسیار محدود، نوعی رونویسی وقلب نظر از آنان نموده‌اند و در نتیجه همان پراکندگی آرا و عقاید و نظریه‌هایی که قبلاً بدان اشاره شد پیش آمده است. اما این گفته بدین معنی نیست  که تحقیقات انجام شده و بررسی‌ها توسط دانشمندان و محققی غیرکرد صورت گرفته، فاقد ارزش و اعتبار و یا خالی از فایده های علمی هستند. برعکس تا امروز به قول معروف «هرچه داریم هم از دولت حافظ داریم» یعنی تمام اطلاعات و امکانات موجود، نتیجه کوشش‌ها و زحمات و کاوش‌های دو قرن اخیر آنهاست. اما مسلم است در بیشتر موارد تحقیق دانسته‌های آنان برپایه‌ی گفته‌ها و یا اطلاعات داده شده‌ی محلی بوده و همین امر به علت عدم دانسته‌های آن‌ها از زبان و فرهنگ و آداب و رسوم و خیلی چیزهای دیگر کرد سبب اشتباهات عجیب و غریب و گاه غیر واقع شده است. یا نتیجه‌ی تحقیقات برخی از آن‌ها چنان منحرف کننده است که کنجکاوترین جستجوگران را دچار سرگمی و گمراهی می‌سازد. از طرف دیگر برخی نویسندگان در کارهای خود تعصبات نادرست به کار گرفته‌اند. چیزی که مسلم است نباید بررسی و مطالعه درباره‌ی کردستان را هم به این سادگی فرض کرد، زیرا قدمت تاریخی این مردم و سوابق بسیار کهن آنان در سرزمینی به نام خودشان و بسیاری چیزهای دیگر، همه و همه نمایانگر این حقیقت‌اند که بهترین راه مطالعه و پژوهش در این زمینه، تجزیه‌ی شاخه‌های مختلف این بررسی و اجرای تحقیقات در تمام زمینه‌ها به صورت جداگانه است. مثلاً شاخه تاریخ ملت کرد باید جدا از جامعه شناسی، ادبیات، جغرافیا (که خود این هم از دیدگاهها و بعدهای مختلف این علم باید بررسی شود) و سایر شاخه‌های مربوط به این ملت مورد توجه و تحقیق قرار گیرد تا با هرچه کوچکتر کردن چهارچوب مطلب مورد تحقیق،امکانات و فرصتها برای دستیابی به منابع و مآخذ بیشتر و گسترده‌تر شود و کار انجام گرفته مورد قبول‌تر و دقیق‌تر باشد. زیرا جمع‌آوری و مطالعه درست این همه مطلب در یکجا امکان‌پذیر نیست و آنچه هم صورت گیرد جز این نخواهد بود که تا به حال انجام شده است.

بنابراین کسی که بخواهد در مورد کل کردستان بنویسد قطعاً نیازی به دنیایی منبع مهم،کتاب مفید و مصاحبه با افراد مختلف و متخصص در رشته‌های گوناگون، سفر به نقاط دوردست، امکانات مالی فراوان و ... خواهد داشت. با این وجود هنوز هم میزان دقت در کار و حاصل زحماتش جای بحث خواهد داشت.

اولین کتب تاریخی نوشته شده در اصول کرد و کردستان به شرح زیر می‌باشند:

1) زبدة‌التواریخ، نوشته‌ی ملا محمد شریف قاضی اردلان به سال 1214 هجری قمری

2) لب تواریخ، تصنیف خسروبن منوچهر اردلان مشهور به مصنف به سال 1249 هجری قمری

3) تاریخ اردلان، تألیف ماه شرف خانم قادری مشهور به مستوره، شاعره کرد به سال 1263 هجری قمری

4) حدیقه‌ی فاصدیه به قلم میرزا علی اکبرخان صادق‌الملک وقایع نگار 1309 هجری قمری

5) تحفه ناصریه در تاریخ و جغرافیای کردستان میرزاشکرالله سنندجی (فخرالکتاب) چاپ در 1366 هجری شمسی.

از این پنج کتاب لب تواریخ در سال 1356 شمسی و تاریخ اردلان مستوره در سال 1343 شمسی چاپ و منتشر شده‌اند. سال‌ها بعد از تواریخ مذکور شیخ محمد مردوخ با استفاده از کتاب‌های تألیف شده تا بدان روز به نگارش تاریخ کردستان پرداخته که در دو مجله به چاپ رسیده است. با این وصف قدیمی‌ترین کتاب در تاریخ عمومی کرد و کردستان شرفنامه تألیف امیر شرف‌الدین بتلیسی (بدلیسی) به سال 1005 هجری قمری است.

حضرت آیت‌الله شیخ مردوخ کردستانی در مقدمه کتاب «تاریخ مردوخ» خود می‌نویسد: «چون اساس نظریه‌ی من بر کشف حقایق اوضاع کرد است اگر خوانندگان اعم از کرد و غیرکرد به مطالبی بربخورند که دلخواهشان نباشد باید آزرده خاطر نشوند، چرا که من می‌خواهم تاریخ بنویسم نه از اشخاص دلجویی کنم. تاریخ همین که مبنی بر نظرات یکجانبه باشد، شایسته مطالعه نیست و مورد بیم و امید نخواهد بود. به عبارت آخری، پایه‌ی تاریخ  باید به اندازه‌ای استوار بر حقایق باشد که کارکنان هر قوم از آن بیم و به آن امید داشته باشند تا از ترس تاریخ تن به کارهای بد و خلاف در ندهند و به امید تاریخ برای ابقای نام نیک از بذل هیچ‌گونه فداکاری خودداری ننمایند».

فخرالکتاب هدف از تاریخ را تنها بیان وقایع ایام نمی‌داند بلکه تاریخ را آیینه‌ی عبرت می‌داند:«می‌خواهم آثاری از خود در صحنه روزگار بگذارم که آیندگان را موجب زیادی بصیرت و ابناء وطن را باعث تذکار و عبرت باشد... نگارش تاریخ فقط برای ثبت گزارش حکام نیست، باید مطالبی که مفید به حال عام و متضمن مصالح دولت و ملت باشد،بدون پاره ملاحظات بنگارد که مطالعه کنندگان از عقاید و افعال و احکام و اهالی و ثمره نیک و بد کردار و اعمال آنها عبرت گیرند و نصیحت پذیرند. عاقبت کار و آثار رفتگان را سرمشق زندگی خود قرار دهند. بدانند که نیک‌بخت و بدبخت کیست و علت نیکبختی و بدبختی چیست، نیک‌بخت آنست که که از دیگران عبرت گیرد و بدبخت آنست که دیگران از وی عبرت بگیرند».

چه‌ند لاپه‌ره‌یه‌ک له میژووی گه‌لی کورد (به شی یه‌که‌م). دکتر کمال مصطفی

تاریخ کرد در قرن 16 میلادی نوشته‌ی دکتر شمسی  محمد اسکندر / ترجمه: محسن جلدیانی / انتشارات عابد چاپ اول 1380 تهران

تهاجم فرهنگی غرب و نقش روشنفکران وابسته / میرزاملکم خان / نشرولایت/چاپ اول 1373

حضرت آیت‌الله شیخ مردوخ کردستانی، کتاب تاریخ مردوخ. مقدمه ص3

تاریخ سیاسی و جغرافیایی مردم کرد / غلامرضاانصاف پور / چاپ اول سال 1379 / ناشر ارمغان تهران

نگاهی به تاریخ مهاباد / سید محمد صمدی / انتشارات رهرو مهاباد / چاپ یکم 1377


برچسب ها: تاریخ واهمیت آن در تاریخ ملتها ، ره‌وه‌ز ،